محمد بن حسين البيهقي
1066
تاريخ بيهقى ( فارسي )
بمعنى به ( 9 ) - هزيمتى : شكسته خورده ، صفت نسبى از هزيمت ( 10 ) - آموى : نام بندرى در كنار جيحون بر سر راه خراسان ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 279 شمارهء ( 4 ) ( 11 ) - حقيقت : راست و درست ، صفت مسند ؛ حقيقت در سياق فارسى گاه به صورت صفت به كار مىرود ( 12 ) - معنى جمله : سخن به اين ترتيب مىگويند ( 13 ) - معظم : بضم اول و سكون دوم و فتح سوم بخش بزرگتر يا بيشتر ( 14 ) - بگشت : دگرگون شد و تغيير يافت ( 15 ) - خدمت : كار و شغل نيز نگاه كنيد به صفحهء 213 شمارهء ( 17 ) - پايان نامهء منهيان ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 16 ) - بو الحسن خلف : تصحيح قياسى است نسخههاى بجاى خلف « ظفر » نوشتهاند در صورتى كه سابقا در صفحهء 117 « خلف » داشتيم و نيز در چند صفحه بعد مىگويد « بحصار بو العباس بو الحسن خلف آمديم » نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ( 17 ) - چنان كه آمد : ظاهرا يعنى بقدرى كه مقدور بود ( نقل از حواشى مرحوم دكتر فياض ) ( 18 ) - نزلهاى بسيار : بضم اول و سكون دوم هداياى فراوان ( 19 ) - به خدمت ايستاده بودم : در حضور امير برپابودم ص 960 ( 1 ) - نسخت : نسخه ، در اينجا مراد پيش نويس ( 2 ) - خياره : بكسر اول برگزيده و پسنديده ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 4 شمارهء ( 24 ) ( 3 ) - معنى جمله : چند سخنى رمزى گفته بودند - معما ( معمى ) اسم مفعول از تعميه بمعنى پوشيده كردن ، مصدر باب تفعيل ، نيز نگاه كنيد به صفحهء 876 شمارهء ( 16 ) ( 4 ) - نهاده : نهاده بوديم ، جملهء حاليه بحذف فعل معين ( 5 ) - با : حرف اضافه بمعنى بر ، فردوسى فرمايد : برامش بباش و به شادى خرام * مى و جام با ما چرا شد حرام ص 641 ج 3 شاهنامه چاپ بروخيم ( 6 ) - عثرت : بفتح اول و سكون دوم و فتح سوم خطا و لغزش و گناه ( 7 ) - مضايق : تنگناها جمع مضيق ( 8 ) - بيفتادى : مىافتاد يعنى پيش مىآمد و اتفاق مىافتاد ( 9 ) - پياده : ناآزموده و غير مسلط ( 10 ) - معنى دو جمله : من از جانب بو سهل ضرورت داشت كه پنجه در پنجهء آنان بيفكنم و مىافكندم و دفاع مىكردم ( 11 ) - يار : قرين و نظير ( 12 ) - به از اين : بهتر و شايستهتر از اين پيشنويسها ( 13 ) - عذر : بضم اول و سكون دوم بهانه و پوزش و معذرت ( 14 ) - با : حرف اضافه مترادف « از » نظامى فرمايد : چه خواهش كان نكردم دوش با او * نپذيرفت و جدا شد هوش با او ص 347 خسرو شيرين نظامى ، تصحيح وحيد دستگردى ( 15 ) - معونت : بفتح اول و ضم دوم يارى ( 16 ) - مشافهات : بضم اول جمع مشافهه ، نكاتى است دربارهء امرى كه شفاهى بيان شده . . . نگاه كنيد به صفحهء 224 شمارهء ( 14 ) ( 17 ) -